X
تبلیغات
امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله علیه - مختصری از زندگی امام اعظم ابو حنیفه
 اسم و نسب امام ابوحنیفه
او: نعمان پسر مرزبان است و کنیه ی وی ابوحنیفه می باشد، در خانواده ای که در بین قومش دارای شرف و احترام ‏بود بدنیا آمد، اصل او از کابل – پایتخت افغانستان امروز- می باشد جدش مرزبان در زمان خلافت حضرت عمر (رض) اسلام آورد پس به کوفه آمده و در آنجا اقامت گزید. امام ابوحنیفه رحمة الله علیه در سال 80 هجری در کوفه در ‏زمان عبدالملک مروان بدنیا آمد.‏
دوران تحصیلی امام ابوحنیفه
وی در خانواده ای مسلمان، با تقوی، ثروتمند و سخاوتمند پرورش یافت و چنین بنظر می رسد که تنها فرزند پدر و ‏مادرش بوده است پدرش در کوفه به پارچه فروشی اشتغال داشت. امام ابوحنیفه ابتداء به علم اصول دین روی آورد و با ‏کسانی که از راه و عقیده ی سلف صالح خارج و گمراه شده بودند به مناقشه پرداخت. به همین خاطر 27 مرتبه وارد بصره ‏شده تا اتهامات و شبهاتی که به شریعت اسلام چسبانده بودند از اسلام دور کند و اسلام حقیقی را برای مردم بیان کند. با ‏جَهم بن صَفوان بزرگِ گمراهان و با ملحدین و خوارج به مناقشه پرداخت و آنها را محکوم ‏کرد.‏
زُفر که یکی از شاگردان امام ابوحنیفه میباشد، سبب روی آوردن امام ابوحنیفه را به فقه از زبان خود امام چنین بیان ‏می کند. در علم کلام به درجه ای رسیده بودم که زبانزد عام و خاص شده بودم. حلقه ی درس ما، در نزدیکی حلقه ی درس ‏حمّاد بن ابی سلیمان بود. روزی زنی از من سوال کرده که مردی می خواهد زنش را بر اساس سنت طلاق دهد او را چند ‏طلاق می دهد؟ از او خواستم که از حمّاد سوال کرده و مرا در جواب مسئله قرار دهد. حمّاد به او گفته بود: باید زن از ‏قاعده ی ماهیانه پاک باشد و شوهرش با او همخوابی نکند پس او را یک طلاق بدهد بعد از دو حیض دیگر (که در مجموع ‏‏3بار قاعده ماهیانه را پشت سر گذاشته است) غسل کرده و می تواند شوهر کند. امام ابو حنیفه می گویند: بعد از آن علم ‏کلام را رها کرده و به حلقه درس حمّاد رفته و به خاطر خوب فهمیدن درس هایش جواب درست دادن مورد احترام حمّاد ‏قرار گرفتم.‏
امام ابو حنیفه به افکار و آراءِ فقهی حمّاد روی آورده و از شاگردان ممتاز وی شد. بدین خاطر حمّاد او را در صدر ‏حلقه ی درس خود می نشاند. رفتار او با استادش حمّاد هم جای تعجب و تأمل می باشد، مثلاً پشت در خانه ی استادش می ‏نشست تا اینکه استادش از خانه خارج شود و از او سوال کرده و یا احتیاجات او را بر آورده کند، و مدت 18 سال بدین ‏صورت در مصاحبت استادش بود تا اینکه حماد وفات یافت و شاگردانش، امام ابوحنیفه را به جانشینی حماد انتخاب کردند. ‏امام ابوحنیفه می گویند: از زمانی که حمّاد وفات یافته هر نمازی می گزارم از خدا طلب مغفرت برای پدرم و حمّاد می کنم و ‏من برای کسی که چیزی از او یاد گرفته و یا چیزی به او یاد داده ام طلب مغفرت می کنم.‏
روش امام ابوحنیفه در برخورد با مسائل اجتهادی
امام ابو حنیفه رضی الله عنه روش جدیدی در بر خورد با مسائل اجتهادی اتخاذ کردند و آن از طریق به بحث و مناقشه ‏گذاشتن مسئله ای در حلقه ی درس بود. و شاگردانش هر کدام رای خود را بیان کرده سپس امام ابوحنیفه به تصحیح آراء ‏می پرداخت و چه بسا مناقشه ی مسئله ای چندین روز ادامه می یافت این بحث علمی آزادی بود که در آن به آراء افراد ‏احترام گذاشته می شد و دور از هر گونه تعصب بود و امام ابوحنیفه با اینکه رای خود را بیان می کرد امّا شاگردانش را ‏ملزم به تبعیت از آن نمی کرد رحمت خداوند بر او باد و جای او در بهشت باد.‏
شاگردان امام ابوحنیفه
خود امام ابو حنیفه کتابی در فقه تألیف نکرده اما آراء و افکار ش توسط شاگردان مخلصش در سراسر عالم پخش شده ‏است. از جمله ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم بن حبیب انصاری مشهور به قاضی می باشد. در کوفه بدنیا آمده و در حلقات ‏درس ابن ابی لیلی شرکت می کرد پس به نزد امام ابوحنیفه آمده و ملازمت او را بر گزید. ابو یوسف مردی فقیه، عالم و ‏حافظ بود که منصب قضاوت دوران سه تن از خلفای بنی عباس: مهدی و هادی و هارون الرشید را به عهده داشت و دارای ‏تألیفات مشهوری می باشد.‏
و از جمله شاگردانش: محمد بن حسن شیبانی که در موقع وفات امام ابوحنیفه کوچک بوده اند، می باشد و تحصیلاتش ‏را در نزد ابو یوسف به پایان می رساند و از سفیان ثوری و اوزاعی نیز استفاده کرده است. به نزد امام مالک رفته و ‏حدیث را یاد می گیرد. در دوران خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را به عهده گرفت دارای تألیفاتی می باشد که مرجع ‏اول در فقه حنفی است.‏
و از دیگر شاگردان امام: زُفر بن هُذیل می باشد که از قدیمی ترین شاگردان امام ابوحنیفه است و از او کتابهای ‏مشهوری بجای نمانده است.‏
پس ملاحظه می شود که امام ابویوسف شاگردانی داشته که خودشان امامانی در علم و فضل بوده اند و در فقه اسلامی ‏تأثیر به سزا می گزاشته اند.‏
فهم و درک امام ابو حنیفه و احترام گذاشتن به حدیث پیامبر صّلی الله علیه و سلم ‏
امام ابوحنیفه رضی الله عنه مشهور به اجتهاد و فقه و رأی و قیاس می باشد. می گویند(مردم در قیاس محتاج ابوحنیفه ‏می باشند) پس هنگامی که فقه ذکر می شود امام ابوحنیفه همانند کوهی استوار و سر به فلک کشیده می باشد. ‏
امام ذَهَبی می گویند: امامت در فقه و مسائل دقیق آن، به امام ابوحنیفه می رسد و هیچگونه شکی هم در آن نیست:‏
وَ لَیسَ یَصحٌ فِی الأذهَانِ شیءٌ إذا احتَاجَ النّهارُ إلی دَلیلٍ (1)‏
با این درجه ی علمی، امام ابوحنیفه هیچگاه سخن خود و یا غیر را بر حدیث رسول الله صّلی الله و سلم علیه برتر نمی ‏دانست و می گوید:‏
آنچه که از رسول الله صّلی الله وسلم به ما برسد بر سر وچشم خود می گزاریم و پدر و مادرم فدای رسوالله باد، و حق ‏مخالفت با رسول الله نداریم ودر مورد اقوال صحابه حق انتخاب سخن آنها را داریم امّا غیر از صحابه (2) پس آنها دارای ‏رأی هستند و ما هم دارای رأی).‏
تاریخ، این واقعه را روایت می کند که ابوجعفر به امام ابوحنیفه نوشت: چنین به من خبر رسیده که قیاس را بر حدیث ‏رسول الله صّلی الله وسلم علیه مقدم می شماری؟ امام ابوحنیفه در جواب او نوشت: ای امیرالمومنین خبر این چنین نیست ‏که به شما رسیده، ابتداء به کتاب خداوند عمل می کنیم. سپس به سنت رسول الله صّلی الله وسلم علیه سپس به فتاوای ‏ابوبکر وعمر وعثمان رضی الله عنهم سپس به فتاوای باقی صحابه و هنگامی که صحابه در مسئله ای با هم اختلاف کردند ‏از قیاس استفاده می کنم وبین خداوند وبندگانش هیچگونه نسبت وخویشاوندی وجود ندارد.(3)‏
ابن عبدالبر در مورد ذکاوت و تیز هوشی امام ابوحنیفه باب خاصی در کتاب "اللنتقاء" دارد که از حسن بن زیاد لؤلؤی ‏نقل می کد که: زنی دیوانه به اسم امّ عمران به شخصی گفت: ای پسر دو زناکار! ابن ابی لیلی آنجا بود دستور داد او را به ‏مسجد آورده و دو حدّ شرعی که یک حدّ آن برای پدر شخص وحدّ دیگر برای مادرش بود بر او اجراء کردند. چون این خبر ‏به ابوحنیفه رسید گفتند: از شش جهت اشتباه کرده است:‏
‏1- دیوانه بر او حدّ اجراء نمی شود.‏
‏2- در مسجد حدّ اجراء نمی شود.‏
‏3- او را در حال ایستاده حدّ زده در حالیکه می بایست زنان را در حالت نشسته حدّ زد.‏
‏4- بر او دو حدّ اجراء کرده است، در حالیکه اگر شخصی به قومی تهمت بزند تنها بر او یک حدّ اجراء می شود.‏
‏5- بر او حّد اجراء کرده است در حالیکه پدر و مادر آن شخص غائب هستند و باید با حضور آن دو اجراء می شد زیرا ‏حّد در حضور کسی که شکایت کرده است اجراء می شود.‏
‏6- دو حّد را یک مرتبه اجراء کرده است در صورتیکه کسی که بر او دو حّد واجب باشد باید اثر حّد اولی از بین برود ‏پس حّد دوم بر او اجراء شود.‏
صبر و بردباری امام ابوحنیفه رحمة الله علیه
صبر و بردباری امام ابوحنیفه به حّدی بود که آن را ضرب المثل می زدند. امام ذهبی از عبدالرزاق روایت می کند که: ‏هیچکس بردبارتر از ابوحنیفه ندیده ام، در مسجد خیف در منی نزد او نشسته بودیم شخصی از او سوالی کرد جواب او را ‏داد آنمرد گفت: حسن بصری رأی دیگری دارد. ابوحنیفه گفتند: حسن بصری اشتباه کرده است. آن شخص در حالیکه چهره ‏اش برافروخته شده بود گفت: ای ! مادر به خطا می گوئی حسن بصری اشتباه کرده است؟ مردم خواستند او را بزنند. امام ‏ابوحنیفه گفتند: می گویم حسن بصری اشتباه کرده است و عبدالله بن مسعود درست می گوید.‏
همچنین از یزید بن کُمَیت روایت می کند که شخصی را دیدم که ناسزا به امام ابوحنیفه می گفت و به او گفت: ای کافر ‏ای زندیق! امام ابوحنیفه گفتند: خداوند ترا ببخشاید، خداوند بر عکس آنچه تو می گوئی در مورد من می داند.‏
این تنها دو مثال از صبر وبردباری امام ابوحنیفه می باشد و بقول مشهور: مشت نمونه خروار است.‏
گهرهایی از سخنان وحکمت های امام ابوحنیفه رحمة الله علیه
‏ کسی که علم ودانش او را از محرمات خداوندی باز ندارد و از گناهان دوری نکند از جمله ی خاسرین است.‏
‏ اگر فقهاء و علماء در این دنیا و در آخرت اولیاء نباشند پس خداوند ولیّ ندارد.‏
‏ هنگامی که حدیث صحیح باشد پس آن مذهب من است.‏
‏ کسی که در مورد چیزی از علم سخن می گوید و گمان می کند که خداوند از او سوال نمی کند که بر چه اساسی در ‏دین خدا فتوی داده ای ، پس جان و دینش برای او بی ارزش شده اند.‏
‏ کسی که دلیل من را نمی داند بر او حرام است که به رأی من فتوی دهد.‏
‏ کسی که علم را به خاطر دنیا فرا می گیرد از برکت علم محروم می شود و افراد زیادی از آن بهره مند نمی شوند و ‏کسی که علم را به خاطر دین و خدا فرا می گیرد در علمش برکت داده می شود و در قلبش جای می گیرد و افراد ‏زیادی از آن استفاده خواهند کرد.‏
‏ کسی که می خواهد از عذاب آخرت نجات یابد از سختی های دنیا نباید بترسد.‏
سخنان علماء درباره ی امام ابوحنیفه
امام مالک می گویند:‏
او کسی بود که می توانست با دلیل و حجت به تو ثابت کند که این ستون سنگی از طلا ساخته شده است.‏
امام شافعی می گویند:‏
مردم در فقه محتاج و وابسته به ابوحنیفه می باشند.‏
ابویوسف قاضی می گویند:‏
مردم می گفتند: خداوند ابوحنیفه را با فقه و علم وسخاوت وبخشش و اخلاق قرآنی زینت داده است.‏
ابن عبدالبر می گویند: ابوداود سجستانی گفته: ابوحنیفه امام بود و مالک هم امام بود و شافعی هم امام بود.(4)‏
امام احمد رضی الله عنه امام ابوحنیفه را به خوبی یاد می کرد و از خداوند برای او طلب رحمت می کرد و در ‏دوران زندانی بودن و شلاق خوردنش گریه می کرد و با یادآوردن کتک هایی که امام ابوحنیفه به خاطر قبول نکردن ‏منصب قضاوت متحمل شده بود خود را تسلّی و آرامش می داد.‏
وفات امام ابو حنیفه رضی الله عنه
امام ابو حنیفه همانند باقی ائمه ی بزرگوار متحمل سختی و مشقت شده اند، چون ابوحنیفه از قبول منصب قضاوت ‏خودداری کردند به دستور خلیفه شلاق زده شد پس زندانی شده و در زندان وفات یافتند. اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه ‏می گوید: همراه پدرم از زباله دانی محله ای رد می شدیم ، که پدرم گریه کرد ، علت گریه را از او پرسیدم. گفت فرزندم: ‏در این مکان ابن ابی هبیره به مدت 10 روز هر روز 10 ضربه شلاق به پدرم ابوحنیفه زد تا شاید که منصب قضاوت را ‏قبول کند و پدرم هم خودداری می کرد.‏
در سال 150 هجری قمری امام ابوحنیفه وفات یافت. رحمت خداوندی بر این امام بزرگوار باد وخداوند او را بخاطر زحماتی ‏که برای اسلام ومسلمین کشیدند جزای خیر بدهند.‏



تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1387 | 8:8 | نویسنده : عبد الصدیق |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.