تبليغاتX
امام اعظم ابوحنیفه

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

توطئه ای علیه سنت پیامبر(ص)

مدتی است که وهابی ها در قالب تاکید بر قرآن با کلماتی همچون: فقط قرآن ، قرآن کافی است ، قرآن ما را بس است و امثال آن می خواهند سنت  پیامبر(ص) را بی  اعتبار معرفی کنند. آنها همانگونه که با شعار  توحید  به تکفیر مسلمانان و ایجاد اختلاف و فتنه در صفوف مسلمانان جهان  اقدام می کنند ، اینک  با شعار قرآن به جنگ "سنت پیامبر" می روند.

به راستی  هدف وهابی ها از نفی سنت پیامبر(ص) چیست؟

به نظر من آنها از نفی سنت پیامبر(ص) دو هدف را دنبال می کنند:

۱. در سنت  پیامبر(ص) که  در قالب حدیث در مجامیع حدیثی همچون صحاح سته و سنن و مسانید آمده ، احادیث زیادی وجود داردکه  عقاید باطل وهابی ها را  زیر سئوال می برد. بنا بر این آن ها با  نفی سنت پیامبر(ص)  و  صحابه (رض)می خواهند دیگر کسی به این احادیث یا سیره پیامبر(ص) استناد و  توجه نکنند و وهابی ها بتوانند عقاید باطل خود را  بدون هیچ مانعی ترویج کنند

۲. هدف  دیگر وهابی ها از تاکید  بر قرآن و نفی  سنت پیامبر(ص) و صحابه آن است که وقتی سنت پیامبر(ص) و صحابه عظام از جامعه اسلامی محو شد کتاب های ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را جایگزین آن کنند

مسلمانان در طول تاریخ میان قرآن و سنت پیامبر(ص)  هیچگاه تنافی ندیده اند بلکه سنت پیامبر را مفسر و تبیین کننده قرآن می دانسته اند  اما امروز دشمنان اسلام می خواهند میان آن ها  جدایی بیاندازند و قرآن را  در برابر سنت  پیامبر(ص) قرار دهند.

بنا بر این ، در واقع این کار یک جنگ اعلام نشده پیروان محمد بن عبدالوهاب ، علیه پیروان محمد بن عبدالله (ص) است

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 11:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم آبان 1388

برادران وهابی بخوانند


برادران و خواهران وهابی بسیار از قرآن و بازگشت به آن سخن می گویند و در تاکید به  قرآن گاه چنان افراط می کنند که بطور علنی سنت حضرت رسول(ص) را هم نفی می کنند.

اینک ما هم از آن ها می خواهیم اگر راست میگویید که باید تنها قرآن را ملاک عمل قرار دهیم ، این آیات قرآن را نیز ملاحظه بفرمایید :

یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا (نساء آیه ۹۴)

ای کسانی که  ایمان آورده اید هرگاه برای جهاد در راه خدا بیرون شدید ، تحقیق کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند ، نگویید که تو مومن نیستی

طبق آیه فوق هرکس که اظهار اسلام کند مومن است و  کسی حق ندارد به او بگوید : خیر تو مومن نیستی یا مسلمان نیستی

حالا  به آیه زیر توجه بفرمایید

ومن یقتل مومنا متعمدا فجزآوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما ﴿نساء آیه93﴾

هرکس مومنی را به عمد به قتل برساند ، جزای او جهنم خواهد بود که در آن همیشه باقی خواهد ماند و غضب خدا و لعنت او  شامل او است و  خداوند برای او عذاب بزرگی تدارک دیده است


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 13:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم مهر 1388

حرمت خون مسلمان

بسم الله الرحمن الرحیم

از عبد الله فرزند عمر (رض) روایت شده  که گفت : رسول خدا (ص) در حجه الوداع(آخرین حج پیامبر که در آن با امتش وداع و خدا حافظی کرد ) از مردم پرسید :

بگویید : چه ماهی را دارای  بیشترین حرمت را می دانید؟

گفتند : همین ماه(ذی الحجه)

حضرت پرسید : کدام شهر را دارای بیشترین حرمت می دانید؟

گفتند : همین شهر (شهر مکه  معظمه )

حضرت پرسید : کدام روز را دارای بیشترین حرمت می دانید؟

گفتند : همین روز (روز عرفه )

حضرت فرمود : " فان الله تبارک و تعالی قد حرم دمائکم و اموالکم و اعراضکم الا بحقها کحرمه یومکم هذا فی بلدکم هذا ، فی شهرکم هذا ، الا هل بلغت  ؟ (ثلاثا ) "

به درستی که خداوند تبارک و تعالی خون ها ، اموال و آبروهای شما را مانند حرمت امروز و حرمت همین شهر و  حرمت همین ما ه حرام کرده است جز به حق آن . آیا پیام را به  شما ابلاغ کردم (حضرت سه بار این جمله را تکرار فرمود

(صحیح بخاری ج ۳ ص۶۷۱)

همچنین روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمود :

لا یحل دم امرء مسلم الا بکفر بعد ایمان او زنا بعد احصان او قتل النفس اللتی حرم الله

ریختن خون هیچ مردم مسلمانی حلال نیست مگر به کفر ورزیدن بعد از آن که ایمان آورده یا زنا بعد از اینکه ازدواج کرده یا کشتن انسانی که خداوند  ریختن خونش را حرام کرده است

السنن بیهقی ج۸ ،ص۱۹ و ۱۹۴ مسند احمد ج۱ ، ص۶۱ کنز العمال ج۱، ص۹۲ حدیث ۳۸۱ و ۳۹۹ ، سنن دارمی ج۲ ، ص۱۷۱

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 15:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم مرداد 1388

وهابی ها درد توحید دارند یا ماموریت تخریب؟ 2

بعد از تخریب آثار اسلامی از سوی وهابیان از جمله قبور صحابه و اولیای الهی در بقیع که از جمله آن ها مقبره سیدنا عثمان بن عفان ذی النورین خلیفه سوم(رض) و تعدادی دیگر از صحابه بود، اینکه شنیده می شود که آن ها مسجد سبعه را نیز بسته اند که احتمالا می خواهند این آثار اسلامی را نیز تخریب کنند. از جمله مسجد سبعه که وهابی های سعودی تصمیم تخریب آن را دارند ، مسجد سیدنا عمر بن خطاب (رض) است

وهابی ها تخریب مزار صحابه و صالحین را به نظر باطل خود ، مبارزه باشرک ، توجیه می کردند ، اما تخریب مساجد را چه توجیه خواهند کرد؟

آیا این کار ها نشان نمی دهد که وهابی ها برای از میان بردن آثار اسلامی مأموریت دارند؟

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 17:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

وهابی ها درد توحید دارند یا ماموریت تخریب؟

وهابی ها که دو شهر مقدس اسلامی یعنی  مکه و مدینه  را  در اختیار دارند  به بهانه مبارزه  با شرک ، تمام آثار اسلامی از جمله خانه ها و محله  های قدیمی متعلق به  حضرت پیامبر (ص) و بنی هاشم و صحابه کرام(رض) و مزارات آن ها را تخریب کرده اند. و این خود یک خیانت است چرا که با از بین بردن آثار اسلامی کم کم سرنوشت مسیحیت برای اسلام نیز تکرار می شود. امروزه محققان غربی در مورد موجودیت  واقعی حضرت عیسی(ع) شک دارند که آیا شخصی واقعی بوده یا افسانه ای؟

آثار اسلامی برجای مانده از پیامبر(ص) ، اهل بیت و صحابه (رض) غیر از  اینکه مردم را به دیانت بیشتر سوق می دهد و باعث اطمینان و یقین قلبی مسلمانان می شود ، سندی محکم از واقعیت دین اسلام و رسول خاتم (ص) و تاریخ حقیقی اسلام است. اما وهابیت این  آثار را از بین می برد که انسان را به شک می اندازد نکند این ها از جانب دشمنان اسلام مانند انگلیس و اسرائیل و امریکا برای محو و نابودی  آثار اسلامی ماموریت دارند.

آنچه این گمان را بیشتر تقویت می کند ، تخریب گسترده آثار اسلامی است که بجای آن ساختمان های به شکل غربی و ... جای آن را می گیرد. در این اواخر برای تقدس زدایی از  آثار اسلامی و نبوی، وهابی ها میمون(شادی) های تربیت شده ای را در اطراف غار حرا رها کر ده اند که آن ها علاوه بر اینکه قداست  غار حرا را از بین می برند ، زایران را نیز اذیت و اموال شان را  دزدی می کنند( این میمون ها تربیت یافته هستند)

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 14:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم مرداد 1388

پیشگویی حضرت رسول از ظهور فرقه وهابیت

 

بسم الله الرحمن الرحیم




پیشگویى رسول گرامى (صلّی الله علیه و سلم) از ظهور وهّابیّان

در كتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏ سلم آمده كه اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه كه  امام بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مى‏كند كه گفت:
.
ذَكَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا،

اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَةَ: هُنَاكَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)؛

روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارك گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تكرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(3) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد كرد.
.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مى‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مى‏باشد(4).


و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم] نقل كرده كه فرموده است:
.
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ كَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ،

ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(5)؛

افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏كنند و قرآن تلاوت مى‏كنند و حال آن قرآن كه از گلوگاه آنان تجاوز نمى‏كند (در قلب آنان تاثیر نمى‏گذارد) و از قرآن بهره نمى‏برند، این گروه از دین خارج مى‏شوند همان گونه كه تیر از كمان خارج مى‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏گردند مانند تیر كه به سوى كمان برنمى‏گردد.
از پیامبر اكرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند كه: این فرقه چه نشانه‏اى دارند؟
.

فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى‏شود.



زینى دحلان مفتى مكّه مكرمه ضمن اشاره به این حدیث مى‏نویسد:
.
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفة لأنّهم كانوا یأمرون كلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یكن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعة الذین كانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كه «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند كه به پیروان خود دستور مى‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یك از فرقه‏هاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مى‏نویسد:
.
وكان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجة إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّة بل یكفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعة غیرهم؛

سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف كتاب نیست؛ بلكه همین حدیث پیامبر [ صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم] كه ویژگى‏هاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى كرده، براى بطلان عقیده آنان كفایت مى‏كند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یك از فرقه‏هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
.
واتّفق مرّة أنّ امرأة أقامت الحجّة على ابن الوهّاب لمّا أكرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّك تأمر المرأة بحلق رأسها ینبغی لك أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأة زینتها وشعر لحیة الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(7)؛

.
روزى محمد بن عبد الوهاب به یك زن دستور داد كه سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو كه مى‏گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب مى‏شود.
محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.



(1) صحیح بخارى، ج 8، ص 95 ح 7094، كتاب الفتن، ب 16 ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَةُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(2) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مى‏باشد.
(3) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مى‏باشد.
(4) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمدة القارى، ج 7، ص 59.
(5) صحیح بخارى، ج 8، ص 219، ح 7562.
(6) فتنة الوهابیة، ص 19.
(7) فتنة الوهابیة، ص 19.
نوشته شده توسط عبد الصدیق در 19:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم تیر 1388

خدایی جز خدای یگانه نیست

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 19:50 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

القاعده در عراق قصد انفجار در مرقد مطهر امام اعظم را دارد

 القاعده مرقد امام ابوحنیفه را انفجار می دهد

السامرائیمرقد امام اعظم ابوحنیفه (رض)

 

 

رییس دیوان اوقاف اهل سنت عراق، شیخ احمد عبد الغفور السامرایی خبر داد که سازمان القاعده در صدد اجرای نقشه ای برای منفجر کردن مرقد امام ابو حنیفه النعمان در الاعظمیه بوده است. وی در عین حال از دولت عراق خواست تا در راستای تحقق آشتی ملی، زندانیانی که اتهامشان ثابت نشده است را آزاد کند. السامرائی در خطبه نماز جمعه در مسجد ابو حنیفه النعمان در الاعظمیه گفت: "کمتر از یک سال پیش به نقشه هایی برای منفجر کردن مرقد ابو حنیفه النعمان ومسجد امام اعظم به بهانه مبارزه با بدعت دست یافتیم و تلاش کردیم تا مرقد از آلودگی دست های ناپاک در امان بماند." وی درباره جزییات نقشه انفجار مسجد امام اعظم توضیحی نداد؛ ولی گفت عناصر سازمان القاعده – که الاعظمیه از وجود آن ها پاکسازی شده است - در پشت پرده این نقشه پنهان بوده اند.

رییس دیوان اوقاف اهل سنت افزود: "جنایتکاران القاعده، یک مهندس مشاور 75 ساله را در یورشی مسلحانه به قتل رساندند. این مهندس در ساخت مسجد امام اعظم و ده ها مسجد دیگر در عراق نقش داشت. جنایتکاران همچنین بیش از 98 امام جماعت و خطیب را در بغداد کشته و بیش از 300 تن دیگر از آنان را آواره کرده اند. آن ها بیش از 50 تن از شیوخ عشایر عراق را نیز به قتل رسانده اند." وی می گوید که این ائمه و خطبا هیچ گناهی نداشته اند، جز این که جوانان را به پیوستن به پلیس و ارتش و کار در سازمان های دولتی تشویق کرده اند. جنایات اعضای القاعده در عراق، هیچ حد و مرزی نمی شناسد. آن ها حتی اجساد را نیز بمب گذاری کرده و پس از گرد آمدن مردم پیرامون آن ها دست به منفجر کردن آن ها می زنند."

السامرایی که بر ادای نمازجمعه در مسجد امام اعظم در الاعظمیه اصرار می ورزد، گفت: "امروز صدای ملت عراق از این مسجد به گوش می رسد که فریاد می زند: الله اکبر ای سرزمین من." وی با بیان این که امروز، همین یک سخن برای متوقف ساختن خونریزی کافی است، اظهار داشت: "انسان، آفریده خداست و هرکس انسان را نابود کند، به نفرین خدا گرفتار می آید. نابودی جهان نزد خدا کم ارزش تر از ریخته شدن خونی به ناحق است."

امام جمعه الاعظمیه می افزاید: "دلاوری های غرورانگیز عشایر، جانبازی های قهرمانانه مجاهدان و فریاد رسای خطیبان از فراز منبرها دست به دست هم داد تا همگی مردانه و یک صدا دربرابر جنایت کاران و گمراهان و فتنه انگیزان بایستند. چه بسیار کسانی که بر اساس گمان، به قتل رسیدند یا بنا به شبهه ای به جوخه اعدام سپرده شدند و خونشان به ناحق بر زمین ریخته شد! این جنایتها را همان کسانی مرتکب شدند که مردم را با عباراتی چون «نابالغان کودن» و «خیال پردازان احمق» مورد اهانت قرار دادند. همان هایی که با خوار شمردن خون مردم عراق، دست به کشتار هزاران تن از بندگان بی گناه خدا زدند و سر ده ها تن از علما را از بدن جدا کردند. آری! اینان جز به خون ریزی فتوا نمی دهند!"

السامرایی افزود: "عراقیان به بازی و توطئه القاعده پی برده، از طریق شوراهای بیداری به جنگ با آن برخاستند و در همان حال، کمر همت به رویارویی با دیگر جنگجویانی بستند که از دوردستها به سرزمینشان یورش آورده بودند." خطیب جمعه در رابطه با الاعظمیه گفت: "آزادسازی الاعظمیه طی یک عملیات بدون خونریزی صورت گرفت و کسی در آن کشته نشد." وی در این زمینه اظهار داشت: "یک ماه پیش هیأتی از اهالی الاعظمیه به دیدار من آمدند و از مصیبت هایی که بر آنها رفته و خون هایی که به دست مفسدان بر زمین ریخته شده است، سخن گفتند. ما نیروهای خود و نیروهای الاعظمیه را آماده کرده، آن ها را پس از تعیین ساعت مقرر به آن جا گسیل داشتیم و پیروزی خدا بر جنایتکاران و آدمکشان را محقق ساختیم."

السامرایی چنین ادامه داد: "در روز پاک سازی الاعظمیه از جنایتکاران به دست نیروهای شورای بیداری این منطقه، به آن ها هشدار دادم: بر اساس گمان خویش به کسی آسیب نرسانید. کسی را نکشید. همانند شبه نظامیانی نباشید که جز به قتل نمی اندیشند و به دستگیری جنایتکاران بسنده کنید تا مورد تحقیق قرار گیرند." السامرایی اهالی الاعظمیه را به اتحاد برای دفع خطر سازمان القاعده و دیگر گروه های مسلح فراخواند و از آن ها خواست تا از همان جایی آغاز کنند که «عثمان العبیدی» به پایان رسانده بود.

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 11:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم خرداد 1388

شاه می بخشد شاه قلی نمی بخشد!

نمی دانم این ضرب المثل را شنیده  اید یا نه " شاه می بخشد اما شاه قلی  نمی بخشد"

این ضرب المثل یک  داستان دارد به این شرح :

یکی از شاهان قاجار غلامی داشت بنام "  شاه قلی "

این شاه روزی یکی از اعدامی ها  را  بخشید و دستور داد ، آزاد شود اما  غلامش بنام شاه  قلی اجازه نمی داد که او  آزاد  شود. از این به بعد بود که این ضرب المثل در زبان مردم افتاد که  شاه می بخشد اما شاه قلی نمی  بخشد

حکایت فوق ، حکایت  وهابی ها است.

خداوند متعال پیامبرش حضرت  محمد (ص) را  حتی در  روزی دادن و رزق که  کار خداوند  است در  کنار خود می  آورد  و  آن  را شرک نمی داند اما وهابی  ها حتی شفاعت خواستن را شرک می داند.

به آیات زیر توجه  کنید :

" وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ ( التوبه 59)

اگر آن ها به آنچه خداوند و رسول او  روزی کرده راضی می شدند  و  می گفتند : خداوند ما را کافی است و  به  زودی خداوند  و  رسولش از  فضل خود  به  ما  خواهند  بخشید و ما بسوی خداوند میل و رغبت داریم(ما به آنان جزای  نیک عطا خواهیم کرد)

 

 و ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ(التوبة :  74)

 

آن ها هیچ نقمتی را نخواهند دید و خداوند و رسولش آنان را از فضل خود بی نیاز خواهند  ساخت

 

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 11:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم اردیبهشت 1388

چرا نظر محمد بن عبد الوهاب صحیح است و نظر امام اعظم نه ؟

برای من  همیشه  این  سئوال هست که :
با اینکه علمای همه فرقه ها و مذاهب اسلامی به  قرآن وسنت مراجعه  و عقاید و احکام اسلامی را از آن ها استخراج می کنند ‘ چرا ما باید ملزم باشیم آنچه  ابن تیمیه  و محمد بن عبد الوهاب می فهمیده پیروی کنیم  در صورتی که دیگران نیز  عالم اند؟
آىا ابن  تیمیه  پیامبر بود ؟ به او  وحی  می  شد؟
آیا محمد بن عبد الوهاب پیامبر بود  و به او وحی می شد؟
اگر  کسی از قرآن و سنت طور دیگری بفهمد :
مثلا اینکه شفاعت خواستن و توسل جایز است
چرا  باید کافر باشد و  خونش حلال ؟
آیا چون محمد بن  عبد الوهاب گفته ؟
چون با محمد بن عبد الوهاب مخالفت کرده ؟
چون به  محمد بن عبدالوهاب وحی می شد پس حتما نظر او صحیح است؟
اگر این طور نیست
پس چرا باید نظر  علمای  دیگر از  جمله  شافعی و مالک و امام اعظم ابو حنیفه  صحیح نیست و نظر ابن تیمیه و محمد  بن عبدالوهاب صحیح است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط عبد الصدیق در 16:33 |  لینک ثابت   •