پنجشنبه پنجم آذر 1388
آیا خدا مرده است؟
ما روزی چند بار در نماز با خداوند (جل جلاله ) حرف می زنیم و خطاب به او می گوییم :
ایاک نعبد و ایاک نستعین
یعنی ای خدا ! ما فقط تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم
این در حالی است که هر روز بارها از دیگران در کارهای خود ، از دیگران کمک می خواهیم. مثلا به دوست خود می گوییم ، بیا امروز به من کمک کن تا این مزرعه را درو کنیم . یا می گوییم بیا به من کمک کن تا تایر این ماشین را جا بیندازیم. بیا به درسهایم به من کمک کن و ...
روز صد ها بار از این کمک ها از دیگران می خواهیم یا می شنویم اما هیچگاه به ذهن کسی خطور نمی کند که این شرک است.
اما به محضی که از پیامبر(ص) یا صحابه ای یا ولی ای از اولیای خدا کمک خواستیم و به او گفتیم ای پیامبر ، ای صحابی بزرگوار به من کمک کن
یا نه ، حتی اگر بگوییم ای پیامبر (ص) ای صحابی بزرگوار از ما نزد خدا شفاعت کن و حوائج یا فلان حاجت ما را از خدا بخواه ، می شویم مشرک!
کسی نیست به این برادران تکفیری بگوید : خود شما هزاران بار از دیگران می خواهید تا به شما کمک کنند که فلان جا را منفجر کنید یا فلان آدم را بکشید ، چرا این ها شرک نیست. مگر شما به خدا نمی گویید : " ایاک نعبد و ایاک نستعین"
خلاصه من در این تناقض وهابی ها مانده بودم که آن ها چگونه این تناقض را بر طرف می کنند تا اینکه ...
تا اینکه فهمیدم آن ها خدا را (نعوذ بالله) مرده می دانند
روی همین حساب اگر کسی از یک آدم زنده کمک بخواهد ، این شرک نیست چون خدا که به نظر آن ها زنده نیست تا شریک خدا بشود اما اگر از یک مرده (به ظاهر) کمک بخواهی چون او در مرده بودن مانند خدا است و کمک خواستن از او شرک می شود؟؟؟؟
یا للعجب
اگر اینطور نیست شما بگویید پس راز این که کمک خواستن از زنده شرک نیست و از مرده شرک هست چیست؟
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
توطئه ای علیه سنت پیامبر(ص)
مدتی است که وهابی ها در قالب تاکید بر قرآن با کلماتی همچون: فقط قرآن ، قرآن کافی است ، قرآن ما را بس است و امثال آن می خواهند سنت پیامبر(ص) را بی اعتبار معرفی کنند. آنها همانگونه که با شعار توحید به تکفیر مسلمانان و ایجاد اختلاف و فتنه در صفوف مسلمانان جهان اقدام می کنند ، اینک با شعار قرآن به جنگ "سنت پیامبر" می روند.
به راستی هدف وهابی ها از نفی سنت پیامبر(ص) چیست؟
به نظر من آنها از نفی سنت پیامبر(ص) دو هدف را دنبال می کنند:
۱. در سنت پیامبر(ص) که در قالب حدیث در مجامیع حدیثی همچون صحاح سته و سنن و مسانید آمده ، احادیث زیادی وجود داردکه عقاید باطل وهابی ها را زیر سئوال می برد. بنا بر این آن ها با نفی سنت پیامبر(ص) و صحابه (رض)می خواهند دیگر کسی به این احادیث یا سیره پیامبر(ص) استناد و توجه نکنند و وهابی ها بتوانند عقاید باطل خود را بدون هیچ مانعی ترویج کنند
۲. هدف دیگر وهابی ها از تاکید بر قرآن و نفی سنت پیامبر(ص) و صحابه آن است که وقتی سنت پیامبر(ص) و صحابه عظام از جامعه اسلامی محو شد کتاب های ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را جایگزین آن کنند
مسلمانان در طول تاریخ میان قرآن و سنت پیامبر(ص) هیچگاه تنافی ندیده اند بلکه سنت پیامبر را مفسر و تبیین کننده قرآن می دانسته اند اما امروز دشمنان اسلام می خواهند میان آن ها جدایی بیاندازند و قرآن را در برابر سنت پیامبر(ص) قرار دهند.
بنا بر این ، در واقع این کار یک جنگ اعلام نشده پیروان محمد بن عبدالوهاب ، علیه پیروان محمد بن عبدالله (ص) است
دوشنبه چهارم آبان 1388
برادران وهابی بخوانند
برادران و خواهران وهابی بسیار از قرآن و بازگشت به آن سخن می گویند و در تاکید به قرآن گاه چنان افراط می کنند که بطور علنی سنت حضرت رسول(ص) را هم نفی می کنند.
اینک ما هم از آن ها می خواهیم اگر راست میگویید که باید تنها قرآن را ملاک عمل قرار دهیم ، این آیات قرآن را نیز ملاحظه بفرمایید :
یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا (نساء آیه ۹۴)
ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه برای جهاد در راه خدا بیرون شدید ، تحقیق کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند ، نگویید که تو مومن نیستی
طبق آیه فوق هرکس که اظهار اسلام کند مومن است و کسی حق ندارد به او بگوید : خیر تو مومن نیستی یا مسلمان نیستی
حالا به آیه زیر توجه بفرمایید
ومن یقتل مومنا متعمدا فجزآوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما
هرکس مومنی را به عمد به قتل برساند ، جزای او جهنم خواهد بود که در آن همیشه باقی خواهد ماند و غضب خدا و لعنت او شامل او است و خداوند برای او عذاب بزرگی تدارک دیده است
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
دوشنبه بیستم مهر 1388
حرمت خون مسلمان
بسم الله الرحمن الرحیم
از عبد الله فرزند عمر (رض) روایت شده که گفت : رسول خدا (ص) در حجه الوداع(آخرین حج پیامبر که در آن با امتش وداع و خدا حافظی کرد ) از مردم پرسید :
بگویید : چه ماهی را دارای بیشترین حرمت را می دانید؟
گفتند : همین ماه(ذی الحجه)
حضرت پرسید : کدام شهر را دارای بیشترین حرمت می دانید؟
گفتند : همین شهر (شهر مکه معظمه )
حضرت پرسید : کدام روز را دارای بیشترین حرمت می دانید؟
گفتند : همین روز (روز عرفه )
حضرت فرمود : " فان الله تبارک و تعالی قد حرم دمائکم و اموالکم و اعراضکم الا بحقها کحرمه یومکم هذا فی بلدکم هذا ، فی شهرکم هذا ، الا هل بلغت ؟ (ثلاثا ) "
به درستی که خداوند تبارک و تعالی خون ها ، اموال و آبروهای شما را مانند حرمت امروز و حرمت همین شهر و حرمت همین ما ه حرام کرده است جز به حق آن . آیا پیام را به شما ابلاغ کردم (حضرت سه بار این جمله را تکرار فرمود
(صحیح بخاری ج ۳ ص۶۷۱)
همچنین روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمود :
لا یحل دم امرء مسلم الا بکفر بعد ایمان او زنا بعد احصان او قتل النفس اللتی حرم الله
ریختن خون هیچ مردم مسلمانی حلال نیست مگر به کفر ورزیدن بعد از آن که ایمان آورده یا زنا بعد از اینکه ازدواج کرده یا کشتن انسانی که خداوند ریختن خونش را حرام کرده است
السنن بیهقی ج۸ ،ص۱۹ و ۱۹۴ مسند احمد ج۱ ، ص۶۱ کنز العمال ج۱، ص۹۲ حدیث ۳۸۱ و ۳۹۹ ، سنن دارمی ج۲ ، ص۱۷۱
شنبه هفدهم مرداد 1388
وهابی ها درد توحید دارند یا ماموریت تخریب؟ 2
بعد از تخریب آثار اسلامی از سوی وهابیان از جمله قبور صحابه و اولیای الهی در بقیع که از جمله آن ها مقبره سیدنا عثمان بن عفان ذی النورین خلیفه سوم(رض) و تعدادی دیگر از صحابه بود، اینکه شنیده می شود که آن ها مسجد سبعه را نیز بسته اند که احتمالا می خواهند این آثار اسلامی را نیز تخریب کنند. از جمله مسجد سبعه که وهابی های سعودی تصمیم تخریب آن را دارند ، مسجد سیدنا عمر بن خطاب (رض) است
وهابی ها تخریب مزار صحابه و صالحین را به نظر باطل خود ، مبارزه باشرک ، توجیه می کردند ، اما تخریب مساجد را چه توجیه خواهند کرد؟
آیا این کار ها نشان نمی دهد که وهابی ها برای از میان بردن آثار اسلامی مأموریت دارند؟
شنبه دهم مرداد 1388
وهابی ها درد توحید دارند یا ماموریت تخریب؟
وهابی ها که دو شهر مقدس اسلامی یعنی مکه و مدینه را در اختیار دارند به بهانه مبارزه با شرک ، تمام آثار اسلامی از جمله خانه ها و محله های قدیمی متعلق به حضرت پیامبر (ص) و بنی هاشم و صحابه کرام(رض) و مزارات آن ها را تخریب کرده اند. و این خود یک خیانت است چرا که با از بین بردن آثار اسلامی کم کم سرنوشت مسیحیت برای اسلام نیز تکرار می شود. امروزه محققان غربی در مورد موجودیت واقعی حضرت عیسی(ع) شک دارند که آیا شخصی واقعی بوده یا افسانه ای؟
آثار اسلامی برجای مانده از پیامبر(ص) ، اهل بیت و صحابه (رض) غیر از اینکه مردم را به دیانت بیشتر سوق می دهد و باعث اطمینان و یقین قلبی مسلمانان می شود ، سندی محکم از واقعیت دین اسلام و رسول خاتم (ص) و تاریخ حقیقی اسلام است. اما وهابیت این آثار را از بین می برد که انسان را به شک می اندازد نکند این ها از جانب دشمنان اسلام مانند انگلیس و اسرائیل و امریکا برای محو و نابودی آثار اسلامی ماموریت دارند.
آنچه این گمان را بیشتر تقویت می کند ، تخریب گسترده آثار اسلامی است که بجای آن ساختمان های به شکل غربی و ... جای آن را می گیرد. در این اواخر برای تقدس زدایی از آثار اسلامی و نبوی، وهابی ها میمون(شادی) های تربیت شده ای را در اطراف غار حرا رها کر ده اند که آن ها علاوه بر اینکه قداست غار حرا را از بین می برند ، زایران را نیز اذیت و اموال شان را دزدی می کنند( این میمون ها تربیت یافته هستند)
دوشنبه پنجم مرداد 1388
پیشگویی حضرت رسول از ظهور فرقه وهابیت
پیشگویى رسول گرامى (صلّی الله علیه و سلم) از ظهور وهّابیّان
در كتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلىاللهعلیهو سلم آمده كه اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه كه امام بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مىكند كه گفت:
.
ذَكَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا،
اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَةَ: هُنَاكَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)؛
روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارك گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تكرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزلهها(3) و فتنهها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد كرد.
.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مىنویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مىباشد(4).
و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلىاللهعلیهوسلم] نقل كرده كه فرموده است:
.
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ كَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ،
ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(5)؛
افرادى از ناحیه مشرق، قیام مىكنند و قرآن تلاوت مىكنند و حال آن قرآن كه از گلوگاه آنان تجاوز نمىكند (در قلب آنان تاثیر نمىگذارد) و از قرآن بهره نمىبرند، این گروه از دین خارج مىشوند همان گونه كه تیر از كمان خارج مىشود و دیگر به طرف دین برنمىگردند مانند تیر كه به سوى كمان برنمىگردد.
از پیامبر اكرم [ صلىاللهعلیهوآله ] پرسیدند كه: این فرقه چه نشانهاى دارند؟
.
فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مىشود.
زینى دحلان مفتى مكّه مكرمه ضمن اشاره به این حدیث مىنویسد:
.
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفة لأنّهم كانوا یأمرون كلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یكن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعة الذین كانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛
پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله كه «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند كه به پیروان خود دستور مىدهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یك از فرقههاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مىنویسد:
.
وكان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجة إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّة بل یكفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعة غیرهم؛
سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مىگفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف كتاب نیست؛ بلكه همین حدیث پیامبر [ صلىاللهعلیهوسلم] كه ویژگىهاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى كرده، براى بطلان عقیده آنان كفایت مىكند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یك از فرقههاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
.
واتّفق مرّة أنّ امرأة أقامت الحجّة على ابن الوهّاب لمّا أكرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّك تأمر المرأة بحلق رأسها ینبغی لك أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأة زینتها وشعر لحیة الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(7)؛
.
(1) صحیح بخارى، ج 8، ص 95 ح 7094، كتاب الفتن، ب 16 ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَةُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(2) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مىباشد.
(3) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مىباشد.
(4) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمدة القارى، ج 7، ص 59.
(5) صحیح بخارى، ج 8، ص 219، ح 7562.
(6) فتنة الوهابیة، ص 19.
(7) فتنة الوهابیة، ص 19.
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
القاعده در عراق قصد انفجار در مرقد مطهر امام اعظم را دارد
القاعده مرقد امام ابوحنیفه را انفجار می دهد


رییس دیوان اوقاف اهل سنت عراق، شیخ احمد عبد الغفور السامرایی خبر داد که سازمان القاعده در صدد اجرای نقشه ای برای منفجر کردن مرقد امام ابو حنیفه النعمان در الاعظمیه بوده است. وی در عین حال از دولت عراق خواست تا در راستای تحقق آشتی ملی، زندانیانی که اتهامشان ثابت نشده است را آزاد کند. السامرائی در خطبه نماز جمعه در مسجد ابو حنیفه النعمان در الاعظمیه گفت: "کمتر از یک سال پیش به نقشه هایی برای منفجر کردن مرقد ابو حنیفه النعمان ومسجد امام اعظم به بهانه مبارزه با بدعت دست یافتیم و تلاش کردیم تا مرقد از آلودگی دست های ناپاک در امان بماند." وی درباره جزییات نقشه انفجار مسجد امام اعظم توضیحی نداد؛ ولی گفت عناصر سازمان القاعده – که الاعظمیه از وجود آن ها پاکسازی شده است - در پشت پرده این نقشه پنهان بوده اند.
رییس دیوان اوقاف اهل سنت افزود: "جنایتکاران القاعده، یک مهندس مشاور 75 ساله را در یورشی مسلحانه به قتل رساندند. این مهندس در ساخت مسجد امام اعظم و ده ها مسجد دیگر در عراق نقش داشت. جنایتکاران همچنین بیش از 98 امام جماعت و خطیب را در بغداد کشته و بیش از 300 تن دیگر از آنان را آواره کرده اند. آن ها بیش از 50 تن از شیوخ عشایر عراق را نیز به قتل رسانده اند." وی می گوید که این ائمه و خطبا هیچ گناهی نداشته اند، جز این که جوانان را به پیوستن به پلیس و ارتش و کار در سازمان های دولتی تشویق کرده اند. جنایات اعضای القاعده در عراق، هیچ حد و مرزی نمی شناسد. آن ها حتی اجساد را نیز بمب گذاری کرده و پس از گرد آمدن مردم پیرامون آن ها دست به منفجر کردن آن ها می زنند."
السامرایی که بر ادای نمازجمعه در مسجد امام اعظم در الاعظمیه اصرار می ورزد، گفت: "امروز صدای ملت عراق از این مسجد به گوش می رسد که فریاد می زند: الله اکبر ای سرزمین من." وی با بیان این که امروز، همین یک سخن برای متوقف ساختن خونریزی کافی است، اظهار داشت: "انسان، آفریده خداست و هرکس انسان را نابود کند، به نفرین خدا گرفتار می آید. نابودی جهان نزد خدا کم ارزش تر از ریخته شدن خونی به ناحق است."
امام جمعه الاعظمیه می افزاید: "دلاوری های غرورانگیز عشایر، جانبازی های قهرمانانه مجاهدان و فریاد رسای خطیبان از فراز منبرها دست به دست هم داد تا همگی مردانه و یک صدا دربرابر جنایت کاران و گمراهان و فتنه انگیزان بایستند. چه بسیار کسانی که بر اساس گمان، به قتل رسیدند یا بنا به شبهه ای به جوخه اعدام سپرده شدند و خونشان به ناحق بر زمین ریخته شد! این جنایتها را همان کسانی مرتکب شدند که مردم را با عباراتی چون «نابالغان کودن» و «خیال پردازان احمق» مورد اهانت قرار دادند. همان هایی که با خوار شمردن خون مردم عراق، دست به کشتار هزاران تن از بندگان بی گناه خدا زدند و سر ده ها تن از علما را از بدن جدا کردند. آری! اینان جز به خون ریزی فتوا نمی دهند!"
السامرایی افزود: "عراقیان به بازی و توطئه القاعده پی برده، از طریق شوراهای بیداری به جنگ با آن برخاستند و در همان حال، کمر همت به رویارویی با دیگر جنگجویانی بستند که از دوردستها به سرزمینشان یورش آورده بودند." خطیب جمعه در رابطه با الاعظمیه گفت: "آزادسازی الاعظمیه طی یک عملیات بدون خونریزی صورت گرفت و کسی در آن کشته نشد." وی در این زمینه اظهار داشت: "یک ماه پیش هیأتی از اهالی الاعظمیه به دیدار من آمدند و از مصیبت هایی که بر آنها رفته و خون هایی که به دست مفسدان بر زمین ریخته شده است، سخن گفتند. ما نیروهای خود و نیروهای الاعظمیه را آماده کرده، آن ها را پس از تعیین ساعت مقرر به آن جا گسیل داشتیم و پیروزی خدا بر جنایتکاران و آدمکشان را محقق ساختیم."
السامرایی چنین ادامه داد: "در روز پاک سازی الاعظمیه از جنایتکاران به دست نیروهای شورای بیداری این منطقه، به آن ها هشدار دادم: بر اساس گمان خویش به کسی آسیب نرسانید. کسی را نکشید. همانند شبه نظامیانی نباشید که جز به قتل نمی اندیشند و به دستگیری جنایتکاران بسنده کنید تا مورد تحقیق قرار گیرند." السامرایی اهالی الاعظمیه را به اتحاد برای دفع خطر سازمان القاعده و دیگر گروه های مسلح فراخواند و از آن ها خواست تا از همان جایی آغاز کنند که «عثمان العبیدی» به پایان رسانده بود.
چهارشنبه ششم خرداد 1388
شاه می بخشد شاه قلی نمی بخشد!

نمی دانم این ضرب المثل را شنیده اید یا نه " شاه می بخشد اما شاه قلی نمی بخشد"
این ضرب المثل یک داستان دارد به این شرح :
یکی از شاهان قاجار غلامی داشت بنام " شاه قلی "
این شاه روزی یکی از اعدامی ها را بخشید و دستور داد ، آزاد شود اما غلامش بنام شاه قلی اجازه نمی داد که او آزاد شود. از این به بعد بود که این ضرب المثل در زبان مردم افتاد که شاه می بخشد اما شاه قلی نمی بخشد
حکایت فوق ، حکایت وهابی ها است.
خداوند متعال پیامبرش حضرت محمد (ص) را حتی در روزی دادن و رزق که کار خداوند است در کنار خود می آورد و آن را شرک نمی داند اما وهابی ها حتی شفاعت خواستن را شرک می داند.
به آیات زیر توجه کنید :
" وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ ( التوبه 59)
اگر آن ها به آنچه خداوند و رسول او روزی کرده راضی می شدند و می گفتند : خداوند ما را کافی است و به زودی خداوند و رسولش از فضل خود به ما خواهند بخشید و ما بسوی خداوند میل و رغبت داریم(ما به آنان جزای نیک عطا خواهیم کرد)
و ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ(التوبة : 74)
آن ها هیچ نقمتی را نخواهند دید و خداوند و رسولش آنان را از فضل خود بی نیاز خواهند ساخت
