|
|
|
||||
|
ه گزارش "شیعه نیوز" به نقل از ابنا، شوراي متحد علماي پاكستان امروز (سه شنبه) در شهر لاهور پاكستان تشكيل جلسه داد. در اين جلسه علماء «جماعت اهل سنت»، «اهل تشیع»، «اهل حدیث»، «دیوبندی» و «بریلوی» شركت كردند. در اين اجلاس فتواي مشتركي از سوي علماء فرق مختلف صادر گرديد.
************************************************
پنج تن از علماء اهلسنت در اردن، فتوا به حرمت عملیات انتحاری دادند. به گزارش رحماء به نقل ازابنا، در این فتوا آمده است: آنچه امروز توسط برخی افراد انجام میشود که بمب و نارنجک به خود بسته و در اماکن عمومی منفجر میکنند، از بزرگترین حرامهای الهی حساب میشود. این عملیات باعث کشته شدن خود شخص و اطرافیان میشود، بدون این که بین ظالم و مظلوم، کوچک و بزرگ فرقی گذاشته شود. در این فتوا آمده است، کسی که در جامعه اسلامی مرتکب قتل شود، از خوارج و منحرفین محسوب میشود. البته در این فتوا صحبتی از عملیات انتحاری در فلسطین و مناطق اشغالی نشده است. گفتنی است که این فتوا از سوی بن حسن آل سلمان، بن فیصل الجوابرة، بن موسی آل نصر، زیاد العبادی و محمد الحلبی صادر شده است. ++++++++++++++++++++++++++++++++++ شیخ صالح الفوزان از اعضای هیأت علمای سعودی و از مفتیان ریاض، در سخنرانیای که روز گذشته ایراد کرد، بر حرمت انجام عملیات انتحاری فتوا داد.
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 17:45 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||
|
از کشتن مردم لذت می بردم!!!
در رویداد روز شنبه گذشته برنمایندگی کابل بانک در شهر جلال آباد ۴۰ تن که بیشترشان غیرنظامیان بودند، کشته شدند و نزدیک به ۸۰ تن دیگر زخم برداشتند.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 14:1 توسط عبد الصدیق
|
|
||||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
||||
|
وهابیت ، زیارت قبور را حرام می دانند و می گویند : مرده ها نمی شنوند و بنا بر این خطاب قرار دادن آن ها مثل مورد خطاب قرار دادن بتها است و شرک است. اما این خلاف سنت پیامبر(صلی الله علیه وسلم ) است که هم خود به زیارت قبور می رفت و هم سفارش می کرد.
اینک احادیث صحیحی که در این زمینه آمده روایت می کنیم : ام المومنین عایشه (رض) روایت کرده که حضرت پیامبر(ص) به بقیع می رفت و خطاب به اموات مدفون در بقیع می فرمود : " السلام علیکم دار قوم مؤمنین " یعنی سلام بر شما ای ساکنان دیار مؤمنان در روایت حضرت ابی بکر(رض) هم آمده که پیامبر(ص) می فرمود : " السلام علیکم اهل الدیار من المؤمنین و المسلمین و المسلمات و انا ان شاء الله بکم لاحقون " یعنی : سلام بر شما باد ای مؤمنان و مسلمانان زن و مرد ساکن در این دیار و ما ان شاء الله به شما ملحق خواهیم شد. همچنین ابوهریره (رض) روایت کرده که : زار النبی(ص) قبر امه فبکی و ابکی من حوله فقال : استأذنت ربی إن استغفر لها فلم یأذن لی و استأذنته ان ازور قبرها فأذن لی فزوروا القبور فانها تذکر الموت حضرت پیامبر(ص) قبر مادرش را زیارت کرد و در آن حال گریست و هرکه دور و بر حضرت بودند هم گریستند. آنگاه حضرت فرمود : من از خداوند خواستم به من اجازه دهد تا برای مادرم طلب مغفرت کنم ، اما خدا به من چنین اجازه ای نداد اما برای زیارت قبرش که اجازه خواستم ، به من این اجازه را داد. پس ای مسلمانان قبرها را زیارت کنید که این باعث یاد آوری مرگ می شود عن ابی بریده قال : قال رسول الله (ص) : نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها ابی بریده گفته که پیامبر(ص) فرمود : من پیش از این شما را از زیارت قبور منع کرده بودم ، اما از این پس زیارت کنید صحیح مسلم ، ج۱ ، ص۲۵۶ چاپ بولاق
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 14:44 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (ص) روایت می کند که آن حضرت فرمود : اُمرت أن اُقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " فاذا قالوا عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله عز وجل . من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و وقتی آن را گفتند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود . بیهقی در السنن الکبری از ابی هریره روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود : امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " و یقیموا الصلاة و یوتوا الزکاة . فإذا فعلوا ذالک عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله . من امر شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و نماز بر پای دارند و زکات بدهند . وقتی این کار ها را انجام دادند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود . نور الدین هیثمی در مجمع الزواید روایتی از انس بن مالک نقل می کند که : هنگامی که چشم عتبان بن مالک مجروح گردید ، به رسول الله (ص) پیغام فرستاد که من دوست دارم شما به خانه من تشریف آورده و نماز گزاری و دعا کنی تا خداوند به ما برکت عنایت فرماید . رسول الله (ص) همراه با چند نفر از اصحابش رفت و در آن جا به گفتگو نشستند . یکی از یاران رسول خدا(ص) مالک بن دخشم منافق سخن به میان آورد. مردی عرض کرد : یا رسول الله آنجا پناهگاه منافقین است و در این مورد یاران حضرت سخن بسیار گفتند. رسول خدا (ص) فرمود : آیا او(مالک بن دخشم ) نماز نمی خواند ؟ عرض کردند : بلی یا رسول الله نماز می خواند اما نمازی که خیری در آن نیست . رسول خدا (ص) فرمود : انی نهیت عن قتل المصلین . من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[1] ابی سعید خدری می گوید : خنثایی را نزد رسول الله (ص) آوردند که دست ها و پاهای خود را خضاب کرده بود. اصحاب شروع کردند به او لگد زدن. حضرت پیامبر (ص) به یارانش فرمود : از این مرد و یارانش برای زنان خود بترسید و دوری کنید . عرض کردند : یا رسول الله ! آیا او را نکشیم ؟ فرمود : من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[2]
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 11:50 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برادران وهابی هرگونه دست کشیدن و تبرک به ضریح رسول خدا (ص) ، شیخین(رض) و اولیای الهی را شرک می دانند. این در صورتی است که اصحاب پیامبر(ص) به وسایل و اشیایی که مربوط به حضرت رسول(ص) بود تبرک می کردند و حضرت پیامبر(ص) نه تنها آن را شرک نمی دانست که خود وقتی اشتیاق صحابه(رض) را دید ، وقتی موی سرش را اصلاح می فرمود ، آن را بین صحابه (رض) تقسیم می کرد در کتاب صحیح مسلم ، کتاب الحج باب "بیان فضل ان السنه یوم النحر أن یرمی" آمده است که رسول الله (ص) وقتی مویش را حلق کرد بعد از آن شروع کرد آن را به مردم دادن (فجعل یعطیه الناس) . در روایتی دیگر آمده است : انه دعا الحالق فحلقه فاعطاه اباطلحه فقال : " اقسمه بین الناس" رسول خدا (ص) آرایشگر را خواست و آن مرد سر مبارک حضرت را تراشید . حضرت موهایش را به اباطلحه داد و فرمود : آن را میان مردم تقسیم کن . بخاری در صحیح خود ، کتاب الشروط جلد ۲ صفحه۸۲و کتاب الوضو ج۱، صفحه ۳۸ آورده است که عروه بن مسعود در مورد جریان صلح حدیبیه گفت : " والله ما تنخم رسول الله (ص) نخامه الا وقعت فی کف رجل منهم فدلک بها وجهه و جلده " به خدا رسول خدا (ص) هیچ آب دهانی نینداخت مگر اینکه آن آب دهان حضرت در کف یکی از اصحاب واقع گردید و آن شخص آن آب دهن را به صورت و پوست خود می مالید .
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 14:35 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این استنباطی که شما از وهابیان کرده اید کاملا اشتباه است.
ببین کمک خواستن از غیر خدا سه شرط دارد 1.زنده باشد 2.حاضر باشد 3.توانا باشد اگر کسی دارای این سه شزط باشد کمک خواستن از او جایز است.ببین پیامبر یا صحابه نه زنده هستند,نه توانا هستند(به استناد آیه قرآن)و نه حاضر. وقتی آن ها صدای ما را نمی شنوند چطور حاجت های ما را برطرف می کنند. ما که ادعای پیروی از پیامبر می کنیم ندیده ایم که صحابه ایشان در زمان مرگ پیامبر از وی کمک یا شفاعت بخواهند.اگر شما دلیل دارید در سایتتان بگذارید. شما که ادعای پیروی از امام ابوحنیفه می کنید برای من دلیل محکم بیاورید که امام از رسول الله یا اصحاب ایشان کمک یا شفاعت خواسته است. جواب غریب جان فتدبروا یا اولی الالباب
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 15:58 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
...........................................................................................................
ما روزی چند بار در نماز با خداوند (جل جلاله ) حرف می زنیم و خطاب به او می گوییم : ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی ای خدا ! ما فقط تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم این در حالی است که هر روز بارها از دیگران در کارهای خود ، از دیگران کمک می خواهیم. مثلا به دوست خود می گوییم ، بیا امروز به من کمک کن تا این مزرعه را درو کنیم . یا می گوییم بیا به من کمک کن تا تایر این ماشین را جا بیندازیم. بیا به درسهایم به من کمک کن و ... روز صد ها بار از این کمک ها از دیگران می خواهیم یا می شنویم اما هیچگاه به ذهن کسی خطور نمی کند که این شرک است. اما به محضی که از پیامبر(ص) یا صحابه ای یا ولی ای از اولیای خدا کمک خواستیم و به او گفتیم ای پیامبر ، ای صحابی بزرگوار به من کمک کن یا نه ، حتی اگر بگوییم ای پیامبر (ص) ای صحابی بزرگوار از ما نزد خدا شفاعت کن و حوائج یا فلان حاجت ما را از خدا بخواه ، می شویم مشرک! کسی نیست به این برادران تکفیری بگوید : خود شما هزاران بار از دیگران می خواهید تا به شما کمک کنند که فلان جا را منفجر کنید یا فلان آدم را بکشید ، چرا این ها شرک نیست. مگر شما به خدا نمی گویید : " ایاک نعبد و ایاک نستعین" خلاصه من در این تناقض وهابی ها مانده بودم که آن ها چگونه این تناقض را بر طرف می کنند تا اینکه ... تا اینکه فهمیدم آن ها خدا را (نعوذ بالله) مرده می دانند روی همین حساب اگر کسی از یک آدم زنده کمک بخواهد ، این شرک نیست چون خدا که به نظر آن ها زنده نیست تا شریک خدا بشود اما اگر از یک مرده (به ظاهر) کمک بخواهی چون او در مرده بودن مانند خدا است و کمک خواستن از او شرک می شود؟؟؟؟ یا للعجب اگر اینطور نیست شما بگویید پس راز این که کمک خواستن از زنده شرک نیست و از مرده شرک هست چیست؟
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 18:16 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدتی است که وهابی ها در قالب تاکید بر قرآن با کلماتی همچون: فقط قرآن ، قرآن کافی است ، قرآن ما را بس است و امثال آن می خواهند سنت پیامبر(ص) را بی اعتبار معرفی کنند. آنها همانگونه که با شعار توحید به تکفیر مسلمانان و ایجاد اختلاف و فتنه در صفوف مسلمانان جهان اقدام می کنند ، اینک با شعار قرآن به جنگ "سنت پیامبر" می روند. به راستی هدف وهابی ها از نفی سنت پیامبر(ص) چیست؟ به نظر من آنها از نفی سنت پیامبر(ص) دو هدف را دنبال می کنند: ۱. در سنت پیامبر(ص) که در قالب حدیث در مجامیع حدیثی همچون صحاح سته و سنن و مسانید آمده ، احادیث زیادی وجود داردکه عقاید باطل وهابی ها را زیر سئوال می برد. بنا بر این آن ها با نفی سنت پیامبر(ص) و صحابه (رض)می خواهند دیگر کسی به این احادیث یا سیره پیامبر(ص) استناد و توجه نکنند و وهابی ها بتوانند عقاید باطل خود را بدون هیچ مانعی ترویج کنند ۲. هدف دیگر وهابی ها از تاکید بر قرآن و نفی سنت پیامبر(ص) و صحابه آن است که وقتی سنت پیامبر(ص) و صحابه عظام از جامعه اسلامی محو شد کتاب های ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را جایگزین آن کنند مسلمانان در طول تاریخ میان قرآن و سنت پیامبر(ص) هیچگاه تنافی ندیده اند بلکه سنت پیامبر را مفسر و تبیین کننده قرآن می دانسته اند اما امروز دشمنان اسلام می خواهند میان آن ها جدایی بیاندازند و قرآن را در برابر سنت پیامبر(ص) قرار دهند. بنا بر این ، در واقع این کار یک جنگ اعلام نشده پیروان محمد بن عبدالوهاب ، علیه پیروان محمد بن عبدالله (ص) است
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:29 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برادران و خواهران وهابی بسیار از قرآن و بازگشت به آن سخن می گویند و در تاکید به قرآن گاه چنان افراط می کنند که بطور علنی سنت حضرت رسول(ص) را هم نفی می کنند. اینک ما هم از آن ها می خواهیم اگر راست میگویید که باید تنها قرآن را ملاک عمل قرار دهیم ، این آیات قرآن را نیز ملاحظه بفرمایید : یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا (نساء آیه ۹۴) ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه برای جهاد در راه خدا بیرون شدید ، تحقیق کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند ، نگویید که تو مومن نیستی طبق آیه فوق هرکس که اظهار اسلام کند مومن است و کسی حق ندارد به او بگوید : خیر تو مومن نیستی یا مسلمان نیستی حالا به آیه زیر توجه بفرمایید ومن یقتل مومنا متعمدا فجزآوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما هرکس مومنی را به عمد به قتل برساند ، جزای او جهنم خواهد بود که در آن همیشه باقی خواهد ماند و غضب خدا و لعنت او شامل او است و خداوند برای او عذاب بزرگی تدارک دیده است
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:6 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحیم از عبد الله فرزند عمر (رض) روایت شده که گفت : رسول خدا (ص) در حجه الوداع(آخرین حج پیامبر که در آن با امتش وداع و خدا حافظی کرد ) از مردم پرسید : بگویید : چه ماهی را دارای بیشترین حرمت را می دانید؟ گفتند : همین ماه(ذی الحجه) حضرت پرسید : کدام شهر را دارای بیشترین حرمت می دانید؟ گفتند : همین شهر (شهر مکه معظمه ) حضرت پرسید : کدام روز را دارای بیشترین حرمت می دانید؟ گفتند : همین روز (روز عرفه ) حضرت فرمود : " فان الله تبارک و تعالی قد حرم دمائکم و اموالکم و اعراضکم الا بحقها کحرمه یومکم هذا فی بلدکم هذا ، فی شهرکم هذا ، الا هل بلغت ؟ (ثلاثا ) " به درستی که خداوند تبارک و تعالی خون ها ، اموال و آبروهای شما را مانند حرمت امروز و حرمت همین شهر و حرمت همین ما ه حرام کرده است جز به حق آن . آیا پیام را به شما ابلاغ کردم (حضرت سه بار این جمله را تکرار فرمود (صحیح بخاری ج ۳ ص۶۷۱) همچنین روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمود : لا یحل دم امرء مسلم الا بکفر بعد ایمان او زنا بعد احصان او قتل النفس اللتی حرم الله ریختن خون هیچ مردم مسلمانی حلال نیست مگر به کفر ورزیدن بعد از آن که ایمان آورده یا زنا بعد از اینکه ازدواج کرده یا کشتن انسانی که خداوند ریختن خونش را حرام کرده است السنن بیهقی ج۸ ،ص۱۹ و ۱۹۴ مسند احمد ج۱ ، ص۶۱ کنز العمال ج۱، ص۹۲ حدیث ۳۸۱ و ۳۹۹ ، سنن دارمی ج۲ ، ص۱۷۱
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:2 توسط عبد الصدیق
|
|
|||||
|
|||||