تبليغاتX
امام اعظم ابوحنیفه

احمد بن حنبل در مسندش  به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (ص) روایت می  کند که آن حضرت فرمود :

اُمرت أن اُقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " فاذا قالوا عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله عز وجل .

من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و وقتی آن را گفتند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .

بیهقی در السنن الکبری از ابی هریره روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود :

امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " و یقیموا الصلاة و یوتوا الزکاة . فإذا فعلوا ذالک عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله .

من امر شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و نماز بر پای دارند و زکات بدهند . وقتی این کار ها را انجام دادند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .

نور الدین هیثمی در مجمع الزواید روایتی از انس بن مالک نقل می کند که : هنگامی که چشم عتبان بن مالک مجروح گردید ، به رسول الله (ص) پیغام فرستاد که من دوست دارم شما به خانه من تشریف آورده و نماز گزاری و دعا کنی تا خداوند به ما برکت عنایت فرماید . رسول الله (ص) همراه با چند نفر از اصحابش رفت و در آن جا به گفتگو نشستند . یکی از یاران رسول خدا(ص)  مالک بن دخشم منافق  سخن به میان آورد. مردی عرض کرد : یا رسول الله آنجا پناهگاه منافقین است و در این مورد یاران حضرت سخن بسیار گفتند.

رسول خدا (ص) فرمود :

 آیا او(مالک بن دخشم )  نماز نمی خواند ؟

عرض کردند  : بلی یا رسول الله نماز می خواند اما نمازی که خیری در آن نیست .

رسول خدا (ص) فرمود : انی نهیت عن قتل المصلین .

من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[1]

ابی سعید خدری می گوید : خنثایی را نزد رسول الله (ص) آوردند که دست ها و پاهای خود را خضاب کرده بود. اصحاب شروع کردند به او لگد زدن. حضرت پیامبر (ص) به یارانش فرمود :

از این مرد و یارانش برای زنان خود بترسید و دوری کنید .

عرض کردند : یا رسول الله ! آیا او را نکشیم ؟

فرمود : من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[2]



[1] - مجمع الزواید : نور الدین الهیثمی ، ج1، ص296.

[2] - همان ،  ج1، ص273.

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

تبرک اصحاب رسول خدا(ص) به مو و آب وضو و ... چهارشنبه شانزدهم دی 1388 14:35

برادران وهابی هرگونه دست کشیدن و تبرک  به ضریح رسول خدا (ص) ، شیخین(رض) و اولیای الهی را شرک می دانند. این در صورتی است که اصحاب پیامبر(ص) به وسایل و  اشیایی که مربوط به حضرت رسول(ص) بود تبرک می کردند و حضرت پیامبر(ص) نه تنها آن را شرک نمی دانست که  خود وقتی اشتیاق صحابه(رض) را دید ، وقتی موی سرش را اصلاح می فرمود ، آن را بین صحابه (رض) تقسیم می کرد

در کتاب صحیح  مسلم  ، کتاب الحج باب "بیان فضل ان السنه یوم النحر أن یرمی"  آمده است که  رسول الله (ص) وقتی مویش را حلق کرد بعد از آن شروع کرد آن را به مردم دادن (فجعل یعطیه الناس) .

در روایتی دیگر آمده است : انه دعا الحالق فحلقه فاعطاه اباطلحه فقال : " اقسمه بین الناس"

رسول خدا (ص) آرایشگر را خواست و آن مرد سر مبارک حضرت را تراشید . حضرت موهایش را به اباطلحه داد و فرمود : آن را میان مردم تقسیم کن  .

بخاری در صحیح خود ، کتاب الشروط جلد ۲ صفحه۸۲و کتاب الوضو ج۱، صفحه ۳۸ آورده است که  عروه بن مسعود در مورد  جریان  صلح حدیبیه  گفت :  " والله ما تنخم رسول الله (ص) نخامه الا وقعت فی کف رجل منهم فدلک بها وجهه و جلده "

به خدا رسول خدا (ص) هیچ آب دهانی نینداخت مگر اینکه آن آب دهان حضرت در کف یکی از اصحاب واقع گردید و آن شخص  آن آب دهن را به صورت و پوست خود می  مالید .

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

جواب خنده دار یک وهابی شنبه بیست و یکم آذر 1388 15:58
این استنباطی که شما از وهابیان کرده اید کاملا اشتباه است.
ببین کمک خواستن از غیر خدا سه شرط دارد
1.زنده باشد
2.حاضر باشد
3.توانا باشد
اگر کسی دارای این سه شزط باشد کمک خواستن از او جایز است.ببین پیامبر یا صحابه نه زنده هستند,نه توانا هستند(به استناد آیه قرآن)و نه حاضر.
وقتی آن ها صدای ما را نمی شنوند چطور حاجت های ما را برطرف می کنند.
ما که ادعای پیروی از پیامبر می کنیم ندیده ایم که صحابه ایشان در زمان مرگ پیامبر از وی کمک یا شفاعت بخواهند.اگر شما دلیل دارید در سایتتان بگذارید.
شما که ادعای پیروی از امام ابوحنیفه می کنید برای من دلیل محکم بیاورید که امام از رسول الله یا اصحاب ایشان کمک یا شفاعت خواسته است.

جواب

غریب جان
شما که می گویی ( کمک خواستن از غیر خدا سه شرط دارد
1.زنده باشد
2.حاضر باشد
3.توانا باشد)
من به شرط های شما کار ندارم 
سئوال  من این است که با چه معیاری استعانت از غیر خدا اگر زنده باشد اشکال ندارد و استعانت از غیر خدا اگر مرده باشد شرک است در حالیکه ما در آیه قرآن می خوانیم :
" ایاک نعبد و ایاک نستعین"
 در این آیه  و  در هیچ آیه دیگر نگفته اگر استعانت از غیر خدا ‘ با این شرایط باشد اشکال ندارد
اگر معیار شرک " استعانت از غیر خدا است"  این معیار در زنده و مرده هست واگر  غیر یت نیست به  چه دلیل شرک است؟
شرک آن است که انسان کاری را که باید برای خدا بکند برای غیر خدا هم  بکند چه زنده باشد  چه مرده مثل آن است که  بگویی عبادت غیر خدا  به سه شرط جایز  است :
1.زنده باشد
2.حاضر باشد
3.توانا باشد

فتدبروا یا اولی الالباب

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

آیا خدا مرده است؟ پنجشنبه پنجم آذر 1388 18:16
...........................................................................................................

ما روزی چند بار در نماز با خداوند (جل جلاله ) حرف می زنیم و خطاب به او می گوییم :

ایاک نعبد و ایاک نستعین

یعنی ای خدا ! ما فقط تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم

این در حالی است که هر روز بارها از دیگران در کارهای خود ، از دیگران کمک می خواهیم. مثلا به دوست خود می گوییم ، بیا امروز به من کمک کن تا این مزرعه را درو کنیم . یا می گوییم بیا به من کمک کن تا تایر این ماشین را جا بیندازیم. بیا به درسهایم به  من کمک کن و ...

روز صد ها بار از این کمک ها از دیگران می خواهیم یا می شنویم اما هیچگاه به ذهن کسی خطور نمی کند که این شرک است.

اما به  محضی که از پیامبر(ص) یا صحابه ای یا ولی ای از اولیای خدا کمک خواستیم و  به او گفتیم ای پیامبر ، ای صحابی بزرگوار به من کمک کن

یا نه ، حتی اگر بگوییم ای پیامبر (ص) ای صحابی بزرگوار از ما نزد خدا شفاعت کن و حوائج یا فلان حاجت ما را از خدا بخواه ، می شویم مشرک!

کسی نیست به این برادران تکفیری بگوید : خود شما هزاران بار از دیگران می خواهید تا به شما کمک کنند که فلان جا را منفجر کنید یا فلان آدم را بکشید ، چرا این ها شرک نیست. مگر شما به خدا نمی گویید : " ایاک نعبد و ایاک  نستعین"

خلاصه من در این  تناقض وهابی ها مانده بودم که آن ها چگونه این تناقض را  بر طرف می کنند تا اینکه ...

تا اینکه فهمیدم آن ها خدا را (نعوذ بالله) مرده می دانند

روی همین حساب اگر کسی از یک آدم  زنده کمک بخواهد ، این شرک نیست چون خدا که به نظر آن ها  زنده نیست تا شریک خدا بشود اما اگر  از یک مرده (به ظاهر) کمک بخواهی چون او  در مرده بودن مانند خدا است و کمک خواستن از  او شرک می شود؟؟؟؟

یا للعجب

اگر اینطور نیست شما بگویید پس راز این که کمک خواستن از زنده شرک نیست و از مرده شرک هست چیست؟

 

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

توطئه ای علیه سنت پیامبر(ص) چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 11:29

مدتی است که وهابی ها در قالب تاکید بر قرآن با کلماتی همچون: فقط قرآن ، قرآن کافی است ، قرآن ما را بس است و امثال آن می خواهند سنت  پیامبر(ص) را بی  اعتبار معرفی کنند. آنها همانگونه که با شعار  توحید  به تکفیر مسلمانان و ایجاد اختلاف و فتنه در صفوف مسلمانان جهان  اقدام می کنند ، اینک  با شعار قرآن به جنگ "سنت پیامبر" می روند.

به راستی  هدف وهابی ها از نفی سنت پیامبر(ص) چیست؟

به نظر من آنها از نفی سنت پیامبر(ص) دو هدف را دنبال می کنند:

۱. در سنت  پیامبر(ص) که  در قالب حدیث در مجامیع حدیثی همچون صحاح سته و سنن و مسانید آمده ، احادیث زیادی وجود داردکه  عقاید باطل وهابی ها را  زیر سئوال می برد. بنا بر این آن ها با  نفی سنت پیامبر(ص)  و  صحابه (رض)می خواهند دیگر کسی به این احادیث یا سیره پیامبر(ص) استناد و  توجه نکنند و وهابی ها بتوانند عقاید باطل خود را  بدون هیچ مانعی ترویج کنند

۲. هدف  دیگر وهابی ها از تاکید  بر قرآن و نفی  سنت پیامبر(ص) و صحابه آن است که وقتی سنت پیامبر(ص) و صحابه عظام از جامعه اسلامی محو شد کتاب های ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را جایگزین آن کنند

مسلمانان در طول تاریخ میان قرآن و سنت پیامبر(ص)  هیچگاه تنافی ندیده اند بلکه سنت پیامبر را مفسر و تبیین کننده قرآن می دانسته اند  اما امروز دشمنان اسلام می خواهند میان آن ها  جدایی بیاندازند و قرآن را  در برابر سنت  پیامبر(ص) قرار دهند.

بنا بر این ، در واقع این کار یک جنگ اعلام نشده پیروان محمد بن عبدالوهاب ، علیه پیروان محمد بن عبدالله (ص) است

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

برادران وهابی بخوانند دوشنبه چهارم آبان 1388 13:6

برادران و خواهران وهابی بسیار از قرآن و بازگشت به آن سخن می گویند و در تاکید به  قرآن گاه چنان افراط می کنند که بطور علنی سنت حضرت رسول(ص) را هم نفی می کنند.

اینک ما هم از آن ها می خواهیم اگر راست میگویید که باید تنها قرآن را ملاک عمل قرار دهیم ، این آیات قرآن را نیز ملاحظه بفرمایید :

یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا (نساء آیه ۹۴)

ای کسانی که  ایمان آورده اید هرگاه برای جهاد در راه خدا بیرون شدید ، تحقیق کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند ، نگویید که تو مومن نیستی

طبق آیه فوق هرکس که اظهار اسلام کند مومن است و  کسی حق ندارد به او بگوید : خیر تو مومن نیستی یا مسلمان نیستی

حالا  به آیه زیر توجه بفرمایید

ومن یقتل مومنا متعمدا فجزآوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما ﴿نساء آیه93﴾

هرکس مومنی را به عمد به قتل برساند ، جزای او جهنم خواهد بود که در آن همیشه باقی خواهد ماند و غضب خدا و لعنت او  شامل او است و  خداوند برای او عذاب بزرگی تدارک دیده است


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

حرمت خون مسلمان دوشنبه بیستم مهر 1388 15:2

بسم الله الرحمن الرحیم

از عبد الله فرزند عمر (رض) روایت شده  که گفت : رسول خدا (ص) در حجه الوداع(آخرین حج پیامبر که در آن با امتش وداع و خدا حافظی کرد ) از مردم پرسید :

بگویید : چه ماهی را دارای  بیشترین حرمت را می دانید؟

گفتند : همین ماه(ذی الحجه)

حضرت پرسید : کدام شهر را دارای بیشترین حرمت می دانید؟

گفتند : همین شهر (شهر مکه  معظمه )

حضرت پرسید : کدام روز را دارای بیشترین حرمت می دانید؟

گفتند : همین روز (روز عرفه )

حضرت فرمود : " فان الله تبارک و تعالی قد حرم دمائکم و اموالکم و اعراضکم الا بحقها کحرمه یومکم هذا فی بلدکم هذا ، فی شهرکم هذا ، الا هل بلغت  ؟ (ثلاثا ) "

به درستی که خداوند تبارک و تعالی خون ها ، اموال و آبروهای شما را مانند حرمت امروز و حرمت همین شهر و  حرمت همین ما ه حرام کرده است جز به حق آن . آیا پیام را به  شما ابلاغ کردم (حضرت سه بار این جمله را تکرار فرمود

(صحیح بخاری ج ۳ ص۶۷۱)

همچنین روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمود :

لا یحل دم امرء مسلم الا بکفر بعد ایمان او زنا بعد احصان او قتل النفس اللتی حرم الله

ریختن خون هیچ مردم مسلمانی حلال نیست مگر به کفر ورزیدن بعد از آن که ایمان آورده یا زنا بعد از اینکه ازدواج کرده یا کشتن انسانی که خداوند  ریختن خونش را حرام کرده است

السنن بیهقی ج۸ ،ص۱۹ و ۱۹۴ مسند احمد ج۱ ، ص۶۱ کنز العمال ج۱، ص۹۲ حدیث ۳۸۱ و ۳۹۹ ، سنن دارمی ج۲ ، ص۱۷۱

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

بعد از تخریب آثار اسلامی از سوی وهابیان از جمله قبور صحابه و اولیای الهی در بقیع که از جمله آن ها مقبره سیدنا عثمان بن عفان ذی النورین خلیفه سوم(رض) و تعدادی دیگر از صحابه بود، اینکه شنیده می شود که آن ها مسجد سبعه را نیز بسته اند که احتمالا می خواهند این آثار اسلامی را نیز تخریب کنند. از جمله مسجد سبعه که وهابی های سعودی تصمیم تخریب آن را دارند ، مسجد سیدنا عمر بن خطاب (رض) است

وهابی ها تخریب مزار صحابه و صالحین را به نظر باطل خود ، مبارزه باشرک ، توجیه می کردند ، اما تخریب مساجد را چه توجیه خواهند کرد؟

آیا این کار ها نشان نمی دهد که وهابی ها برای از میان بردن آثار اسلامی مأموریت دارند؟

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

وهابی ها که دو شهر مقدس اسلامی یعنی  مکه و مدینه  را  در اختیار دارند  به بهانه مبارزه  با شرک ، تمام آثار اسلامی از جمله خانه ها و محله  های قدیمی متعلق به  حضرت پیامبر (ص) و بنی هاشم و صحابه کرام(رض) و مزارات آن ها را تخریب کرده اند. و این خود یک خیانت است چرا که با از بین بردن آثار اسلامی کم کم سرنوشت مسیحیت برای اسلام نیز تکرار می شود. امروزه محققان غربی در مورد موجودیت  واقعی حضرت عیسی(ع) شک دارند که آیا شخصی واقعی بوده یا افسانه ای؟

آثار اسلامی برجای مانده از پیامبر(ص) ، اهل بیت و صحابه (رض) غیر از  اینکه مردم را به دیانت بیشتر سوق می دهد و باعث اطمینان و یقین قلبی مسلمانان می شود ، سندی محکم از واقعیت دین اسلام و رسول خاتم (ص) و تاریخ حقیقی اسلام است. اما وهابیت این  آثار را از بین می برد که انسان را به شک می اندازد نکند این ها از جانب دشمنان اسلام مانند انگلیس و اسرائیل و امریکا برای محو و نابودی  آثار اسلامی ماموریت دارند.

آنچه این گمان را بیشتر تقویت می کند ، تخریب گسترده آثار اسلامی است که بجای آن ساختمان های به شکل غربی و ... جای آن را می گیرد. در این اواخر برای تقدس زدایی از  آثار اسلامی و نبوی، وهابی ها میمون(شادی) های تربیت شده ای را در اطراف غار حرا رها کر ده اند که آن ها علاوه بر اینکه قداست  غار حرا را از بین می برند ، زایران را نیز اذیت و اموال شان را  دزدی می کنند( این میمون ها تربیت یافته هستند)

 

 

 

نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |

پیشگویی حضرت رسول از ظهور فرقه وهابیت دوشنبه پنجم مرداد 1388 19:35

 

بسم الله الرحمن الرحیم




پیشگویى رسول گرامى (صلّی الله علیه و سلم) از ظهور وهّابیّان

در كتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏ سلم آمده كه اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه كه  امام بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مى‏كند كه گفت:
.
ذَكَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا،

اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَةَ: هُنَاكَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)؛

روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارك گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تكرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(3) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد كرد.
.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مى‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مى‏باشد(4).


و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم] نقل كرده كه فرموده است:
.
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ كَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ،

ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(5)؛

افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏كنند و قرآن تلاوت مى‏كنند و حال آن قرآن كه از گلوگاه آنان تجاوز نمى‏كند (در قلب آنان تاثیر نمى‏گذارد) و از قرآن بهره نمى‏برند، این گروه از دین خارج مى‏شوند همان گونه كه تیر از كمان خارج مى‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏گردند مانند تیر كه به سوى كمان برنمى‏گردد.
از پیامبر اكرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند كه: این فرقه چه نشانه‏اى دارند؟
.

فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى‏شود.



زینى دحلان مفتى مكّه مكرمه ضمن اشاره به این حدیث مى‏نویسد:
.
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفة لأنّهم كانوا یأمرون كلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یكن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعة الذین كانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كه «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند كه به پیروان خود دستور مى‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یك از فرقه‏هاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مى‏نویسد:
.
وكان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجة إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّة بل یكفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعة غیرهم؛

سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف كتاب نیست؛ بلكه همین حدیث پیامبر [ صلى‏الله‏علیه‏و‏سلم] كه ویژگى‏هاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى كرده، براى بطلان عقیده آنان كفایت مى‏كند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یك از فرقه‏هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
.
واتّفق مرّة أنّ امرأة أقامت الحجّة على ابن الوهّاب لمّا أكرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّك تأمر المرأة بحلق رأسها ینبغی لك أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأة زینتها وشعر لحیة الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(7)؛

.
روزى محمد بن عبد الوهاب به یك زن دستور داد كه سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو كه مى‏گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب مى‏شود.
محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.



(1) صحیح بخارى، ج 8، ص 95 ح 7094، كتاب الفتن، ب 16 ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَةُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(2) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مى‏باشد.
(3) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مى‏باشد.
(4) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمدة القارى، ج 7، ص 59.
(5) صحیح بخارى، ج 8، ص 219، ح 7562.
(6) فتنة الوهابیة، ص 19.
(7) فتنة الوهابیة، ص 19.
نوشته شده توسط عبد الصدیق  | لینک ثابت |